چرا تو جلوه ساز اين بهار من نمي شوی
چه بوده آن گناه من که يار من نمي شوی
بهار من گذشته شايد


شکوفه ي جمال تو ، شکفته در خيال من
چرا نمي کني نظر ، به زردي جمال من
بهار من گذشته شايد

 

تو را چه حاجت نشانه من
تويي که پا نمي نهي به خانه من
چه بهتر آن که نشنوي ترانه من


نه قاصدي که از من آرد ، گهي به سوي تو سلامي
نه رهگذاري از تو آرد ، گهي براي من پيامي
بهار من گذشته شايد


غمت چو کوهي به شانه ي من
ولي تو بي غم از غم شبانه ي من
چو نشنوي فغان عاشقانه ي من


خدا تو را از من نگيرد ، نديدم از تو گر چه خيری
به ياد عمر رفته گريم ، کنون که شمع بزم غيری
بهار من گذشته شايد

شعر ترانه معینی کرمانشاهی و با صدای گرم عماد رام روحشان شاد و یادشان گرامی باد 


https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=310237992514335&id=100005844090628&_rdr